قبل از هر سخنی !
سال نو را به همه ی یاران محفل و خانواده ی
محترم آنان تبریک میگم .
که در ابتدا !
آرزویم بر سلامتی - سرافرازی و سربلندی شما
و در انتها !
امیدم بر تداوم و استمرار در استصحاب این جمع است .
...................................................................................................
و اما !
گر سخنی باشد - به اختصار گویم .
و از آنجایی که شرط ادب حکم بر آن دارد ! -
رخصتی خواهم از یاران - و پوزشی طلبم از فرشاد عزیز
که این حقیر جسارت کرده و شاید زود هنگام پست خود را
ارائه می نمایم .
و نیز !
زانجایی که هرکسی جهت ابراز اندیشه ی خود -
شیوه ی بیان و صیغه ی کلام مختص به خود را دارد ! -
اگر چنانچه بنده با این شیوه قصور در مضمون و یا کسور
در منظوم داشته ام !!!
بزرگوارانه در حقم کریمی نموده و ببخشایید .
با سپاس
...............................................................................................................
یکســــال در این محفل
یکسال در این محفل - ما همدل هم بودیم
یکسال در این خانه - با یکدلی آســـودیم
یکسال کنار هم - از شادی و غم گفتیـــم
یکسال گذشت اما - دلهـــا همه پیمــودیم
یکسال در این عرصه - هم فکری و هم ذکری
دستی چو به هم دادیم - بر معرفت افزودیم
یکسال تفرق را - با هر کنش و کیشی !!!
از صدق و صفا آن را - رد کرده و مردودیم
یکسال ز اندیشه - داری زده بر دلهـــــــا !
این فرش نجابت را - در پهنه ی آن جودیم !
اینک همه پیوسته - پیوند دل و جـــــــانیم
این قالی جانان را - هم تاری و هم پودیم
یکسال به هر سودا - گر نقص و زیانی بود
ما خود ضررش بردیم - اما همه را سودیم !
یکسال به قـــاف دل - تا اوج رفـــاقتهــــــا
عنقا شده و با هم - پرها همه بگشـــودیم
یکسال به هــر آتش - خود را زده ناپختـــه
تا خام شود پخته !! - گاهی همه فرسودیم
یکسال بشد لحظه ـ یک لحظه بشد سالی
با بــود و نبــود هم - در چشــم عدو دودیم
اکنون چو گذشت سالی ـ چون کهنه به افعالی
نوروز دل و جان را ـ چون جاری و چون رودیـــم !
یک نکته به صد نکته ! - گویم شنو ای یـــارا !!
گر ما گسلیــــم از هم - آنگـــه همــه نابودیــم .
امیـــر ـ م ۲۹/۱۲/۱۳۸۶
+ نوشته شده توسط یکی از اعضای خانواده در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت
1:50 بعد از ظهر |