



...
اکنون چون گذشته درباره رنج و حذف آن می گویم .
این جمله بودا ست ، بودا اصرار داشت که تعالیمش جزو هیچ مذهب یا فلسفه خاصی نیست و صرفا حقیقتی است که موفق به کشف آن شده ، همانطور که قبل از او کشف کردند و بعد از او نیز به این حقیقت خواهند رسید ...
یه دانشمندی اعتقاد داشت خیلی از نتوانستن های ما عدم توانایی نیستن بلکه فراموش کردن توانایی هامون هستن و برای اثبات این قضیه استناد کرده بود به جنینی که در رحم مادره ...
اون می گفت که رحم مادر انباشته از مایع هستش و جنین بصورت غریزی در این مایع شنا می کنه و در حقیقت با گذشت زمان بعد از تولد این توانایی رو فراموش می کنه و میگه : من شنا بلد نیستم !
.
بگذریم ... اگر به چیزی که بودا می گه به چشم حقیقت درونی نگاه کنیم اونوقت مطمئن خواهیم بود که یکی از همون استعداد های فراموش شده ماست که باید دوباره به یاد بیاریمش نه اینکه بیاموزیم .
خلاصه حقیقتی که بودا در مورد رنج و رهایی از اون مطرح کرده رو من اینجوری فهمیدم :
همه ما مبتلا به رنج هستیم ...
همه ما خواهان آرامش و تعادل هستیم .
رنج ما حاصل اشتیاق و بیزاری ماست :
اشتیاق نسبت به چیزهایی که میخواهیم اتفاق بیافتند و نمی افتند .
و بیزاری از چیزهایی که نمی خواهیم اتفاق بیافتند و می افتند .
منشا این رنج درون هر یک از ما وجود داره و در حقیقت در ذهن ماست .
شناخت واقعیت خویشتن راه حل مساله رنج است .
کدوم واقعیت درونی ؟
.
هر انسانی ترکیبی از ۵ فرآیند هستش : ۴ فرآیند ذهنی و یک فرآیند جسمی
جسم آشکارترین بخش وجود ماست که با تمامی حواس قابل درکه .
ذهن ما شامل چهار فرآیند هستش :
۱ - دانستگی : بخش گیرنده ذهن است و وقوع هر پدیده را ثبت می کند .
۲ - ادراک : بخشی که بر روی داده ها ارزش گذاری می کند .
۳ - حس کردن : بوجود آورنده احساس نسبت به ارزش گذاری انجام شده .
۴ - واکنش : بروز واکنش بیزاری یا اشتیاق نسبت به احساس بوجود آمده .
.
قانون کارما میگه که رنج ما حاصل اعمال ماست .
اعمال ما سه نوع هستند : جسمی ، ذهنی و زبانی .
عمل ذهنی ما بسیار تاثیر گذار تر از عمل جسمی یا زبانی ماست ، حتی ارزش گذاری بر روی اعمال ما نسبت به ذهنیات ما ست .
همون جمله معروف ارزش هر عملی به نیت اون عمله
پس کارمای واقعی بر روی اعمال ذهنی ماست و به بیانی دیگه :
اعمال ذهنی منشاء رنج هستند .
اما همانطور که گفتیم اعمال ذهنی ما به چهار بخش تقسیم میشه :
دانستگی - ادراک - حس کردن - واکنش
اما کدام یک از این چهار بخش منشا اصلی رنج ما هستند ؟
در تمام طول روز و تمام طول عمر ، ذهن ما مشغول ایجاد واکنش است نسبت به هر پدیده ای که در اطراف ما اتفاق می افته ، حال با پذیرش واقعیت رنج به نادانی خود نسبت به رنج پپایان دادیم .
این اولین قدم برای از بین بردن رنج است .
گام بعدی جلوگیری از بروز واکنش های کورکورانه روزانه است و اینگونه علت رنج از بین می رود و رنج نیز .
و اگر رنج نباشد ما آرامش و شادی واقعی را تجربه خواهیم کرد .
م ... عزیز
تولدت مبارک

اینم برای پذیرایی از اهل خونه ![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روزي از روزها پدري از يک خانواده ثروتمند، پسرش را به مناطق روستايي برد تا او دريابد مردم تنگدست چگونه زندگي ميکنند. آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ي خانوادهاي بسيار فقير سر کردند و سپس به سوي شهر بازگشتند. در نيمههاي راه پدر از فرزند پرسيد: خب پسرم، به من بگو سفر چگونه گذشت؟
- خيلي خوب بود پدر.
- پسرم آيا ديدي مردم فقير چگونه زندگي ميکنند؟
- بله پدر، ديدم...
- بگو ببينم از اين سفر چه آموختي؟
- من ديدم که ما در خانه ي خود يک سگ داريم و آنان چهار سگ داشتند. ما استخري داريم که تا نيمههاي باغمان طول دارد و آنان برکهاي دارند که پاياني ندارد، ما فانوسهاي باغمان را از خارج وارد کردهايم، اما فانوسهاي آنان ستارگان آسمانند؛ ايوان ما تا حياط جلوي خانهمان ادامه دارد، اما ايوان آنان تا افق گسترده است. ما قطعه زمين کوچکي داريم که در آن زندگي ميکنيم، اما آنها کشتزارهايي دارند که انتهاي آنان ديده نميشود؛ ما پيشخدمتهايي داريم که به ما خدمت ميکنند، اما آنها خود به ديگران خدمت ميکنند؛ ما غذاي مصرفيمان را خريداري ميکنيم، اما آنها غذايشان را خود توليد ميکنند؛ ما در اطراف ملک خود ديوارهايي داريم تا ما را محافظت کنند، اما آنان دوستاني دارند تا آنها را محافظت کنند.
آن پسر همچنان سخن ميگفت و پدر سکوت کرده بود و سخني براي گفتن نداشت. پسر سپس افزود:
- متشکرم پدر که نشان دادي ما چقدر فقير هستيم!

منبع : http://www.etemaad.com/Released/86-10-11/226.htm#61514
شايد فرويد به اين دليل پارانويا را درباره روشنفکران مطرح مي کند که روشنفکران افرادي هستند که قدم به مناطق ممنوعه مي گذارند، به مطلق ترديد دارند، به مقدسات حمله ور مي شوند، از تابوها عبور مي کنند، عليه حکومت مي شورند، جانب محرومان و رنجديدگان را مي گيرند و نه تنها از برخورداران قدرت و ثروت طرفداري نمي کنند، بلکه استبداد و ديکتاتوري را به چالش مي خوانند که بازخورد اين امر سبب شکل گيري «توهم توطئه» در آنان مي شود و براي خنثي کردن توطئه هاي دشمن فرضي به واکنش هاي پارانوئيدي پناه مي برند تا از اين مجرا امنيت رواني خود را بازيابند.
روشنفکر بسته به متدولوژي که دارد اغلب رگه يي از پارانويا جزء جدايي ناپذير شخصيت و انديشه او است چرا که او ارزشي بيش از حد براي خود قائل است، اعتقادات ديگران را به چالش مي برد، گاهي مواقع قضاوتي خشک و يکجانبه دارد، به طرزي ديوانه وار از يک موضوع دفاع مي کند يا به رد ديگري مي پردازد و علاقه مند به تحليل و تفسير است. بيش از افراد عادي از حساسيت، زودرنجي، شکاکي، بدبيني و يک دندگي بهره مند است و چه بسا همين ويژگي ها و حالت هاي متفاوت است که موجب شکل گيري انديشه هاي عميق در او مي شود.
بدين ترتيب شخصيت روشنفکر تا حدي به انقباض مي گرايد. چانه زن و اهل بگومگو مي شود، وضع موجود را بهتر از آنچه هست، مي خواهد، خود را يگانه و منحصر به فرد مي داند، در برابر دنياي بيرون حالت دفاع به خود مي گيرد و گاهي دوستان نزديک خود را نيز در شمار دشمنان سرسخت قلمداد مي کند.
روشنفکر بلندپرواز و خودبزرگ بين است. از اين رو همواره يک گرايش ناهشيار به اصلاح گرايي و ايجاد رفرم دارد، ادعاي عظمت و جاودانگي مي کند، خود را داناي کل مي داند که بايد معلم اخلاق ديگران باشد، هميشه به دنبال نقص زدايي از کار ديگران است در حالي که نقايص خود از نظرش دور مي ماند و خود را صاحب رسالت و ماموريت براي تحول و دگرگوني وضع موجود و نجات بشريت از چالش ها مي داند.
خلاصه اينکه چون روشنفکر به طور فطري موجودي معترض است، اعتراض پايان ناپذير او سبب مي شود مدام در معرض بي مهري و تهديد باشد و به ويژه مورد هجوم و آزار حاکمان و صاحبان قدرت، ثروت و دانش قرار بگيرد. از اين رو روشنفکر يا از حکومت وحشت دارد و از چوبه دار مي هراسد يا از هم طبقه هايش و از اينکه در صدد تخريب و حذف او برآيند و از گردونه رقابت بيرونش کنند. شريعتي در سال هاي آخر عمر نوشت؛ «مرگ هر لحظه در کمين است. توطئه ها در ميانم گرفته اند. من با مرگ زندگي کرد ه ام، با توطئه خو کرده ام... آنچه نگرانم کرده است ناتمام مردن نيست... ترسم از نفله شدن است...»8 و جلال آل احمد از «يک چاه و دوچاله» يي که احساس مي کرد دوستان و رقبايش براي سقوط او کنده اند کتاب نوشت.
گاهي پارانوياي روشنفکر فلسفي است. روشنفکر گمان آن دارد که توسط نيروهاي نامرئي و ماوراء طبيعي معدوم شود و در قبضه انهدام خدايان قهار محو شود يا به سان «پرومته» در زنجير خدايان گرفتار شده يا همچون سيزيف، به انجام کار بيهوده و بي اميد گماشته شود.
پي نوشت ها؛--------------------------
1- فرويديسم، اشاراتي به ادبيات و عرفان، اميرحسين آريان پور، ص 284
2- گاليله، مرکز بين المللي سنتز بخش تاريخ علم، ترجمه ناصر موفقيان، ص 14
3- کهنسالي، سيمون دوبووار، ترجمه دکتر محمدعلي طوسي، جلد 2، ص 765
4- روشنفکران، پال جانسن، ترجمه جمشيد شيرازي، ص 318
5- همان منبع، ص 197
6- رسالت زيگموند فرويد، اريک فروم، ص 91
7- همان منبع، ص 917
8- مجموعه آثار (1)، با مخاطب هاي آشنا، صص 256 و 257

رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم
.....................................................................

به منکر علی بگو نماز خود قضا کند
نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو
تولدت مبارک 

« آغاز دوباره ی زندگیت رو بهت تبریک می گیم »
همراه با بهترین آرزوها

بعدم اینا حرفای هویجوریه:
تو زندگی مثل زودپز باش که موقعی که جوش مياره و قل قل ميکنه در کمال آرامش سوت ميزنه.![]()
.
در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی مي مونن، از بودن با اونا لذت ميبری ولی باهاشون به جايي نميرسی.![]()
.
اگر در صحنه ي زندگی به ناگاه يکی از سيم هاي سازت پاره شد. آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده که هيچ کس نداند بر تو چه گذشته است![]()
.
کسی خبر این نی نی ۲۰ کیلویی تهرانی رو شنیده/؟ دیده اش؟ کی می گه نی نی ها لپ ندارند مگولی نیستند؟ آخ بخورمش ![]()
نی نی داره سرود ملی به زبان تام و جری می خونه: حالا دست دست دست دست دست![]()

اینجا نی نی شیرخشک خانواده دلش می خواد![]()

اینجا این جوکه رو براش تعریف کردند: طرف داشته يکي رو ميزده و هی ميگفته کمک کمک ! بهش ميگن تو که داری ميزنيش ، چرا کمک ميخوای ؟ ميگه : آخه گفته اگه بلندشم لهت ميکنم ![]()

اینجا مامان و باباش بهش گفتند : گوگولی مگولی من وگولی تپلی من جیگمل میگمول من وووویگولی موبولی توپولی من. بچم ذوق کرده![]()

این نی نی الان ۷ ماهشه. دکترا گفتند به مامان و باباییش که هواسش رو پرت کنند تا یادش بره گشنه است. دیر به دیر شیر بخواد (فقط شیر مامانش رو می خوره) خدا حفظش کنه واسه مامانی و باباییش .
.
خوف خانواده گلم دوستتون دارم . اینو گذاشتم حال و هوای اینجا عوض شه. عوض نشه مجبور می شم اقدام کنم به خودکشی. دوست دالید نی نی تون بره؟ ![]()
![]()
![]()